تبليغاتX
خانومی
کاست به دنبال دل با صدای علیرضا افتخاری رو حتما بگیرید و اونو گوش بدین...

شعرهای زیبا و با مفهومی توش خوانده شده....

شعرهای قدیمی را دوباره خوانده...

یکی از شعرهاشو که من خیلی دوستش دارم را براتون مینویسم...

رفتم که رفتم

از برت دامن کشان رفتم ای نامهربان

از من آزرده دل کی دگر بینی نشان رفتم که رفتم

شمع بزم دیگران شو جام دست این و آن شو

هرچی بودی هرچه بودم ناگهان رفتم که رفتم

بعد از این کن فراموشم که رفتم

دیگر از دست تو می نمی نوشم که رفتم

با دل زود آشنا گشتم از دامت رها

بی وفا رفتم که رفتم

البته شعرهاش یکی از یکی زیباتر است..

به خریدن کاستش می ارزه.

امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.

+ نوشته شده در  84/09/26ساعت 23:41  توسط ترانه | 
کسی رو برای دوستی انتخاب کن

که قلب بزرگی داشته باشه

تا مجبور نشی برای اینکه تو قلبش جا بگیری

خودت رو کوچیک کنی....

 

+ نوشته شده در  84/09/23ساعت 12:23  توسط ترانه | 

خبر بدی بود خیلی بد....

حادثه بدی بود،خیلی بد....

گریه ، آه، درد..

خیلی سخت باورش....

آقای میرافضلی از بین ما رفت.......

همکلاسی خوبمون...همکار خوبمون.....

یه هنرمند...یه عکاس ... و یه مرد....

خدایا روحش را شاد کن..

و به خانواده اش.. همسرش و دو کودک خردسالش صبر عطا کن.....

دوستان دیگری هم بودند..تو اون هواپیما که امروز سقوط کرد..

آقای برادران..... آقای قریب و دوستان دیگر ....

خدایا به بازمانده ها صبر بده.....

و به ما صبر بده...

 

+ نوشته شده در  84/09/15ساعت 19:11  توسط ترانه | 
خیلی ساده است دست کشیدن بر سر سگی ولگرد،

نگاه کردن به برخورد او با ماشین

و گفتن اینکه سگ من نبود......

خیلی ساده است تحسین زیبایی یک گل رز ،

آن را چیدن و فراموش کردن اینکه آب در گلدان بریزی.....

خیلی ساده است از انسانی استفاده کردن،

دوست داشتن بدون عشق، او را ترک گفتن،

و گفتن اینکه دیگر او را نمیشناسم.....

خیلی ساده است اشتباهات خود را شناختن،

لذت بردن به خرج دیگران و گفتن اینکه من همینم!!

خیلی ساده است که ما چگونه زندگی میکنیم.....

چرا که زندگی خیلی ساده یک مسئله جدی است.                               

+ نوشته شده در  84/09/15ساعت 1:25  توسط ترانه | 
سلام

میخوام برات نامه بنویسم مثل تمام مطالبم که برای تو می نوشتم ولی این نامه آخرین نامه من برای تو هست......

و از این به بعد هرچی بنویسم به خودم تعلق داره نه به تو.

....................................................................................................................................

سلام

کسی چیزی نگفت خودم دیدم ... خونه قلب تو شلوغه...

مبارکت باشه...چی؟

عشق جدیدت.......

ولی عزیز من یه چیزیو بهت دوستانه... البته یادم نبود ببخشید..خواهرانه بهت میگم ..

(اگه یادت باشه یه بار دیگه هم بهت گفته بودم)

که این شعرو همیشه آویزه ی گوشت کن....

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند............

دل به عشق هر بی سر و پایی ندهیم..............

باز هم میگم این شعر یادت نره و مراقب باش.......

ولی به هر حال مبارکت باشه...........

ما که رفتیم بعد ما می فهمی ...............

خدانگهدار تا ابد تا آستانه دوزخ

+ نوشته شده در  84/09/08ساعت 1:7  توسط ترانه | 

بیاین با هم فاتحه بخونیم...

ولی این بار نه برای دایی مسعود  و نه برای یه عزیز دیگه .....

این بار برای عشقی بخونیم که یه دفه پیر شد و مرد.......

یه پنجشنبه سرد پاییزی.... زبون روزه تو یه خونه گرم دق کرد............

و فرداش به جایی اینکه به رسم عزاداری ریشی گذاشته بشه ..ریش ها همه و کامل تراشیده شده بود...

و به جای اینکه اشکی گوشه چشمی جمع شده باشه لبخندی روی لبی بود و اصلا چهره ماتم زده و داغونی وجود نداشت......

و یه عشق تازه یه دست گرم تازه جای عشق پیرو گرفت......

آره همون فرداش........

ولی اون عشق پیر هنوز عاشقه....

هنوز قلبش برای عشقش می تپه......

هنوز دلش نمی خواد با یه عشق سرحال جوون بشه......

و هر وقت یاد اون پنجشنبه می افته که باهاش چیکار کردن گریه اش میگیره طوری که همه عاشق ها و حتی اونایی که عاشق نیستن میفهمن........

و هر رهگذری که رد میشه و صدای گریشو میشنوه به جایی که مرحم دلش باشه زخمی می شه براش...

به قول یکی روزگار غریبیست نازنین.....

وقتی که عشق نابهنگام پیر شد و چین های چهره ام عمیقتر....

به جایی برگشتم که افکارم را نیمه تمام گذاشته بودم.....

من شهامت وحشی نگاهت را دوست داشتم....

و فروتنانه ترین شادی هایم دیدن لبخند تو بود...

در شب (روز) مجازات عشق برای گناهت نامی نمیگذارم.....

و در آستانه دوزخ منتظرت می مانم................................................

 

+ نوشته شده در  84/09/01ساعت 7:38  توسط ترانه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
آوار آزاد
سهراب سپهری
مهدی اخوان ثالث
فروغ فرخزاد
فریدون مشیری
دوربین دات نت
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
پیوندها
بانو
سوز اشک(ملیحه)
نم نم بارون
کوچولو می نویسد
شبگرد
سیما
سلام خدای من (آمنه)
ری را (زهرا)
مبینا
نیلوفر
محمد (blueland)
Writ (...)
شورابیل (مسلم)
عکس نگار (مسلم)
هساره (مسعود)
مازیار نیک خلق
گامبالو (محسن)
دلاور کوچولو (رضا)
گوهر (بهزاد)
محمد صادق
مشکی پوش کوچک (علی)
مداد سیاه
سر برگ (سید وحید)
لحظه لغزش شاتر (محمد رضا)
پری کوچولو
غروب من (میثم)
دنیای آلن
اميد فتاح پور
علیرضا(هم نوا)
هدیه ای به هدیه تهرانی (امید)
دلنوشت (مهران)
یکا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان